از دریچه خیال
به  دریای آرزوها
سوار بر قایق زمان
بادبانی از جنس امید
و پارویی به رنگ انتظار   
از این جزیره به جزیره ی دیگر
و جزیره های نادیدنی از نزدیک
می روم ...

نه طوفان ناملایمات
نه موج حوادث ناخواسته
نه تلاطم ناجوانمردی زمانه 

لحظه ای اندیشناک می شوم
چیست این دریای ارغوانی رام و زیبا

قطره های اشک من است
در حسرت آرزوهای رفته بر باد
"نادیده خشکی ام در این دریا"

پ.ن: داشتم حافظ می خوندم یهویی به ذهنم اومد اینها رو نوشتم
و اما شعر حافظ شیراز: خیال حوصله ی بحر می پزد هیهات ** چه هاست در سر این قطره ی محال اندیش
                     محسن - شاد و سرزنده باشید